مدیر و کارمند

روزی مدیر یکی از شرکت های بزرگ در حالیکه به سمت دفتر کارش می رفت چشمش به جوانی افتاد که در راهرو ایستاده بود و به اطراف خود نگاه میکرد.

جلو رفت و از او پرسید: "شما ماهانه چقدر حقوق دریافت می‌کنی؟"

جوان با تعجب جواب داد: "ماهی 2000 دلار."

مدیر با نگاهی آشفته دست به جیب شد و از کیف پول خود 6000 دلار را در آورده و به جوان داد و به او گفت: "این حقوق سه ماه تو، برو و دیگر اینجا پیدایت نشود، تو اخراجی! ما به کارمندان خود حقوق می‌دهیم که کار کنند نه اینکه یکجا بایستند و بیکار به اطراف نگاه کنند".

جوان با خوشحالی از جا جهید و به سرعت دور شد. مدیر از کارمند دیگری که در نزدیکیش بود پرسید: "آن جوان کارمند کدام قسمت بود؟"

کارمند با تعجب از رفتار مدیر خود به او جواب داد: "او پیک پیتزا فروشی بود که برای کارکنان پیتزا آورده بود!!!"

 

 

/ 3 نظر / 13 بازدید
نیکتا

هه هه هه!!!!!!!!!!111111[خنده] به اين ميگن آدم خوووووووووووووووش شانس!!!!!!!!!! چطوري شيرين جونم؟؟!!پيدات نيست!!!!!!!!!!!11

آشنا

شيرين خانم واقعا وبلاگ جالبي داري بهت تبريك ميگم دستت درد نكنه انتخاب عكسها هم معركه است [قلب]

کلاغ

با عنوان رنگ صورتی بروز شدم خوشحال ميشم سرکی بکشید و نظری بدهيد اين اولين شعری است که سرودم بقول عزيزی شعری بقدمت تاريخ بسیار زیبا نوشتی کوتاه بی بازخور و بیان همه داشتن ها و نداشتن ها مرسی کاش ميشد لينک ميکرديم همديگر