بارون

 

وقتی توی بارون با لباسهای خیس رسیدم خونه،

برادرم گفت: چرا چتر نبردی؟!!

خواهرم گفت: خوب صبر میکردی تا بارون بند بیاد، بعد میرفتی بیرون!!!

پدرم با عصبانیت گفت: وقتی سرما خوردی، بهت میگم!

اما مادرم...

در حالی که موهام و خشک میکرد، گفت:

چه بارون بیخودی! نمیتونست صبر کنه تا بچه ی من برسه خونه؟

 

 

 

                          اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

 

 

/ 3 نظر / 13 بازدید
یسنا

قربون دل مادر برم...

رهگذر

خيلي قشنگ بود كاشكي هيچوقت يادمون نره كه چقدر مامانا مهربونن و از خدا بخواهيم كاري كنه كه هميشه باهاشون مهربون باشيم

مانی

بارونی بشی انشالاه