آواز جغد

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com 

جغدی روی کنگره های قدیمی دنیا نشسته بود . زندگی را تماشا می کرد . رفتن و ردپای آن را و آدم هایی را می دید که به سنگ و ستون ، به در و دیوار دل می بندند . جغد اما می دانست که سنگ ها ترک می خورند ، ستون ها فرو می ریزند ، درها می شکنند و دیوار ها خراب می شوند . او بارها و بارها تاج های شکسته ، غرورهای تکه پاره شده را لابه لای خاکروبه های کاخ دنیا دیده بود . او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری اش می خواند و فکر می کرد شاید پرده های ضخیم دل آدم ها ، با این آواز کمی بلرزد .

روزی کبوتری از آن حوالی رد می شد ، آواز جغد را که شنید ، گفت : بهتر است سکوت کنی و آواز نخوانی . آدم ها آوازت را دوست ندارند . غمگین شان می کنی . دوستت ندارند . می گویند بدیمنی و بدشگون و جز خبر بد ، چیزی نداری .
قلب جغد پیر شکست و دیگر آواز نخواند . سکوت او آسمان را افسرده کرد . آن وقت خدا به جغد گفت : آوازخوان کنگره های خاکی من ! پس چرا دیگر آواز نمی خوانی ؟ دل آسمانم گرفته است . 
جغد گفت : خدیا ! آدم هایت مرا و آوازهایم را دوست ندارند . 
خدا گفت : آوازهای تو بوی دل کندن می دهد و آدم ها عاشق دل بستن اند . دل بستن به هر چیز کوچک و هر چیز بزرگ . تو مرغ تماشا و اندیشه ی و آن که می بیند و می اندیشد ، به هیچ چیز دل نمی بندد . دل نبستن سخت ترین و قشنگ ترین کار دنیاست . اما تو بخوان و همیشه بخوان که آواز تو حقیقت است و طعم حقیقت تلخ . 
جغد به خاطر خدا باز هم بر کنگره های دنیا می خواند و آن کس که می فهمد ، می داند آواز او پیغام خداست .

 

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com

 

/ 9 نظر / 5 بازدید
بهرام خسروی

سلام بر شیرین خانم گل[گل] امیدوارم که حالتون خوب و خوش باشه و همیشه سلامت[بغل] خسته نباشید[گل] مطلب جغد برام جالب بود[لبخند] خواستم وبلاگ جدیدم رو با عنوان ( آموزش کامپیوتر ) معرفی کنم حضورتون به وبلاگ گرمی میده[لبخند] www.marstarfand.persianblog.ir

دختر شاه پریون

سلام شیرین خانوم. سال نو با تاخیر مبارک!! باز هم زیبا بود مرسی[گل]

اميرحسين

سلام چطوري شيريني قصه هاي زندگي شيرين؟ عالي و عميق بود خيلي خوشم اومد پيش منم بياياااااااااااااااااااااااااااا[شوخی]

نیکتا

شیرین جونم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!فقط میتونم بگم با احساس ترین و عالی ترین داستانی بود که تا حالا خونده بودم!!!!واااای...الهی بمیرم...جغذه چقدر نازه...آخه این آدما چطور میتونن دلشو بشکنن؟؟ خدا جونم خیلی مهربونی...

حمید

[لبخند]سلام خیلی داستان خوب و عمیقی بود ای کاش همه ما ببینیم و فکر کنیم و دل نبندیم اواز جغد رو هم دوس داشته باشیم منتظر نوشته های قشنگت هستم

کتی

عالی بود دوست عزیز ممنون

کارتیا

سلام. دوست عزیز.مرسی از نظرت.واقعا می گم وب جالبیه.داستانهای زیبا.من خودم داستان قدرت اندیشه رو واسه درس اخلاق اسلامی که یک داستان می خواست ارائه دادم.نمره کامل هم گرفتم.مرسی

نیما

سلام.از اینکه میبینم اینقدر داستانات عالین حسودیم میشه.آخه منم وبلاگ دارم.جدی جدی عالی بود.به من هم سر بزنی ممنون میشم.لطفا لینکم کن وخبرم کن تالینکت کنم.

مهناز

سلام دوست عزیزم همه ی داستانهات خیلی زیبان ولی داستان جغدتون خیلی اموزنده بود یه دید متفاوت موفق باشین