چراغ جادو (طنز)

 

یک روز مسؤول فروش، منشی دفترو مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می‌زدند. ناگهان یک چراغ جادو روی زمین پیدا می کنند و روی آن را مالش میدهند و غول چراغ ظاهر می‌شود.

غول می‌گوید: "من برای هر کدام از شما یک آرزو برآورده می کنم"…

منشی می‌پرد جلو و می‌گوید: "اول من، اول من!… من می‌خواهم که تو یباهاماس باشم ،سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداشته باشم…" پوووف! منشی ناپدید میشود

بعد مسؤول فروش می‌پرد جلو و میگوید: "حالا من، حالا من!… من می‌خواهم توی هاوایی کنار ساحل لم بدهم، یه ماساژور شخصی هم داشته باشم و تمام عمرم حال کنم…" پوووف! مسؤول فروش هم ناپدید میشود

بعد از آن، غول به مدیر میگوید: "حالا نوبت توئه…". مدیر میگوید: "من می‌خواهم که هر دوی آنها بعد از ناهار در شرکت باشند!"

نتیجه اخلاقی اینکه همیشه اجازه بدهید اول رئیستان صحبت کند!   چشمک

 

 

 

/ 13 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عقیل

" شرفت را به چند فروختی سعیده ؟ " Greeniranian.blogfa.com

مهرداد

salam خیلی خوبه وبلاگتون البته منظورم مطالبتونه موفق باشید

اشکان

........?#########? .....?#############? ...?###############? ..?#################?..................?###? ..?##################?..........?#########? ....?#################?......?#############? .......?################?..?###############? .........?################?################? ...........?###############################? ..............?############################? ................?#########################? ..................?######################? ....................?###################? ......................?#################? ........................?##############? ...........................?###########? .............................?#########? ...............................?#######? .................................?#####? ...................................?###? .....................................?#? .......................................? .......................................? .....................................? ...................................? .......

اشکان

سلام دوست من ...[گل] وبلاگ بسیار با احساس و قشنگی داری ....[گل] امیدوارم که همیشه در همه ی مراحل زندگی موفق باشی ...[گل] نظرت راجع به تبادل لینک چیه ؟؟ یه سره کوچولو به منم بزن ....[گل][گل] اگه دلت خواست منو با نام ۩۞۩زندگی برای عشق۩۞۩ بلینک به امید دیدار [قلب][گل]

کشکول

بنام خدا وبا سلام دلم از قیل و قال گشته ملول ای خوشاخرقه وخوشا کشکول وبلاگ جالبی داری خوشحال میشم تبادل لینک کنیم به امید دیدار

رهگذر

باز خدا پدر رئيسه را بيامرزه گذاشت ناهارشون را بخورن

شادی

من یه مدل دیگه هم شنیدم که یه پیر زنه یه چراغ جادو پیدا می کنه و غوله از توش در میاد و همون حرفای همیشگیو می زنه که می تونی یه آرزو کنی. پیرزنه که یحتمل ایرانی بوده و اهل تعارف کردن، میگه : الهی من قربونت برم! کجا بودی تا حالا؟ من آرزو می کنم... ولی قبل از اینکه آرزو کنه غوله اونو میشکه. چون پیرزنه طبق عادت ایرانیا گفته بوده الهی من قربونت برم. ببخشید که اگه اینقدر لوسه![نیشخند]