داستان‌هاي كوتاه

"شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی اما حال که به آن دعوت شدی تا میتوانی زیبا برقص" چارلي چاپلين

+ تأخیر

آیینه پرسید که چرا دیر کرده‌است

نکند دل دیگری او را اسیر کرده‌است

خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است

تنها دقایقی چند تأخیر کرده است

گفتم امروز هوا سرد بوده‌است

شاید موعد قرار تغییر کرده‌است

خندید به سادگی‌ام آیینه و گفت

احساس پاک، تو را زنجیر کرده‌است

گفتم از عشق من چنین سخن مگوی

گفت خوابی، سالها دیر کرده‌است

در آیینه به خود نگاه می‌کنم، آه

عشق تو عجیب مرا پیر کرده‌است

راست گفت آیینه که منتظر نباش

او برای همیشه دیر کرده‌است

 

نویسنده : شیرین ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها:


کد نمایش آب و هوا کد نمایش آب و هوا

مترجم سایت

مترجم سایت